تبليغاتX
* دختری با افکار بلوند * - اين وحشي...

* دختری با افکار بلوند *


عجیب است !

که با همۀ وَجَناتِ انساني و

عجيب تر از آن

خَرامـِ

غزالِ تُردِ زنانگي ام!

گاهي مهيب 

هواي گرگ بودن و

دريدن و دريده شدن

در سرم ميپيچد...!

و مي انديشم ؛

حيران!

به حيوان درندۀ درونم

كه مدام چنگ مي كشد

به لايه هاي وجود و

كِشاله هاي روحم

كه رها شود از بند

و به نيش كشد هر آنچه مي خواهد!!!

و مي خروشد با خشم

و به فكر وا ميدارد

مرا؛

كه آيا

براستي

اين وحشي

منم؟؟؟!!!

چه همزيستي غريبي ست

ميان بردگي و ...بربريٌت نهانم...

چه وقت شناسي و تناوب عجيبي ست

ميان نوازش و ... پنجه هاي فشردۀ دستانم...

چه معاملۀ پاياپاييست

ميان بوسه ها و... زخمهاي تيمار گرفته با زبانم...

خيره ميشوم در خويش؛

و مبهوت مي پرسم...

در آغوش ِ چنين معصوميتي ...

چگونه

اين وحشي

منم؟؟؟!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چن شبه خواب ميبينم بابا خيلي غمگينه....اصلأ حالم خوب نيست....گريه تو خواب امونم نميده....تو بيداري ام همش خودمو ميزنم به اونرا اما....نميتونم....ايكاش اينقدر تنها نبودم....از تنهايي بدم مياد....ميترسم....ميخوام بگم خدايا.....اما نميتونم....
دوستاي گلم...شما كه دلگرمي منيد...شما كه هنوز دعا بلديد و اعتقاد داريد...برام دعا كنيد...براي بابا...طاقت ندارم با اونهمه غم ببينمش....آخه چرا باباي مهربونم؟دلم خوش بود كه تو خوبي و فقط فرزانه ست كه يه عالمه غصه داره!بابا اونطوري نگام نكن!باهام حرف بزن!بخدا شونه هاي تنهاي من طاقت اينهمه درد و ندارن....ميفهمي خدااااااااااااااااااااااااااااااا؟خستمممم!!!!

نجوا:فُشَم بدين!اما تورو خدا نصيحت نكنين!

 

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:47 بعد از ظهر توسط فرزانه |


فرزانه هستم ...متولد 16 آبان 60 ... ليسانس ادبيات انگليسي و ديپلم فرانسه...

اهل معاملات تبادل لينكي نيستم ! از هر وبلاگي لذت ببرم ميشونمش كنج دل وبلاگم ! موقع آپ كردنم كسي رو خبر نميكنم ! هر كس دوسم داشت منت ميذاره و بهم سر ميزنه! قدمش رو چشم ! همين !


روح پدرم شادکه میگفت به استاد
فرزندمرا هیچ میاموز بجز عشق


مرا با اين نام پيوند كنيد:

* دختری با افکار بلوند *


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387


Links

هبوط
زلف آشفته
غريبه اي نام آشنا
كنار مي رود مه
ميرزاقلمدون
مدار صفر درجه
در به در(مستانه جونم)
مثل سيگار بعد چاي
مزخرفات بين دو سيگار
منِ بي صاحاب
كمي قهوه كمي دود
پارس بانو
خوشه
عيسي نجات دهنده عالم
خلوت خُلد خُلود
تيشه بر انديشه
بهار گناهكاران
من فرانسه میخوانم


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :